مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران

مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران

Niavaran Cultural Historic Complex

مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران

مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران

Niavaran Cultural Historic Complex

  • جستجو...
  • EN

وبا در باغ و عمارت ییلاقی نیاوران

يکشنبه 26 بهمن 1404 - 11:18
در دو قـرن گذشته و پیش از‌ پیشـرفت‌ علـم پزشکی یکی از عوامل مهم مـرگ و مـیرهای زودرس، شیوع بیماری‌های‌ همـه‌‌گیـر‌ بـود کـه در سرزمین‌های گوناگون با شدت و ضعف موجب مرگ مردم می‌شد‌.

یـکی‌ از‌ شـاخص‌های توسعۀ انسانی، میزان طول عمر یا امید به زندگی‌ میان‌ افراد آن جامعه است که ارتباط تنگاتنگی با وضعیت سلامت و بـهداشت دارد. در دو قـرن گذشته و پیش از‌ پیشـرفت‌ علـم پزشکی یکی از عوامل مهم مـرگ و مـیرهای زودرس، شیوع بیماری‌های‌ همـه‌‌گیـر‌ بـود کـه در سرزمین‌های گوناگون با شدت و ضعف موجب مرگ مردم می‌شد‌.

بـیماری‌ وبـا‌ از ویژگی‌های آن دوران و از نشانه‌های فقـر بود که معمولاً به دنبال یک دوره قحطی ظاهر می‌شد. تا نیمۀ دوم قرن سیزدهم هجری / آغاز قرن نوزدهم میلادی، وبا بیماری‌ای محدود به شبه‌قارۀ هند بود و در دیگر مناطق، آگاهی پزشکی در مورد آن وجود نداشت. اما گسترش تجارت دریایی بین کشورها در این دوره، سبب شد که این بیماری به سرزمین‌های دیگر هم منتقل شود.

در قرن سیزدهم هجری قمری / قرن هجدهم و نوزدهم میلادی، هفت بار همه‌گیری جهانی وبا رخ داد و به‌دنبال آن، ایران نیز هفت بار گرفتار این بیماری جهانی شد. موقعیت جـغرافیـایی ایـران میان هند‌ و خلیج‌‌فارس و روسیه و میان‌رودان (بین‌النهرین) سـبب شد ایـران در معـرض سـرایت بیماری وبا قرار بگیرد. سال 1236ق / 1820م، وبا از ناحیۀ خلیج فارس، سال 1244ق / 1828م و سال‌های 1261ق / 1845م تا 1263ق / 1846م از طریق هند و افغانستان، وبا وارد ایران شد که در سال 1262ق / 1845م، جان 12 هزار نفر از مردم تهران را ستاند. چنانکه وبای سال‌های 1267ق / 1850م تا 1269ق / 1852م، حدود 15 هزار نفر را در تهران طعمه مرگ کرد. وبای سال 1284ق / 1867م، از عراق وارد ایران شد؛ و وبای سال‌های 1306ق / 1888م و 1320ق / 1902م از طریق عراق و خلیج فارس به ایران رسوخ پیدا کرد. بعضی دیگر نوشتند در سال 1286ق / 1869م، بعد از قحطی، شهر تهران گرفتار وبا شد، منشأ آن کاروانی بود که از سمت شرق کشور و سرحدات هند به تهران باز می‌گشتند و هیچ گونه پیشگیری و اقدام احتیاطی نسبت به آن‌ها انجام نگرفت.

گرچه کم‌توجهی به بهداشت عمومی دلیل اصلی گسترش بیماری‌های همه‌گیر نظیر وبا در این دوره بود، اما پادشاهان و حکام محلی قاجار در‌ سرایت‌ و گسترش و عواقب شیوع وبا نقش غیرمستقیم‌ داشتند‌. زیرا به هنگام بروز بیماری، پادشاهان حکام راه گـریز را در پیـش می‌‌گـرفتند‌ و با پنهان‌کاری حقیقت و فریبکاری، رسماً‌ مـردم را در میان‌ مهلکه‌، رها می‌کردند. کارگزاران از‌ بیم‌ مسدود شدن راه، خـبر همه‌گیری بیمـاری را به سایر ممالک اعلام نمی‌‌کردند‌ و با بـرقرار کـردن قـرنطینه که‌ مستلزم‌ گردآوری‌ آذوقه و غلات و هزینه‌‌های‌ گوناگون بود، مخالفت می‌‌کردند‌. برای نمونه می‌توان به خاطرات ژول ریشار[1] در ایران مراجعه کرد که شاهد وبای سال 1262ق / 1846م بوده و از فرار ناگهانی شاه از عمارت و باغ ییلاقی نیاوران به کوه‌های شمال شمیران روایت کرده است که داستان آن از حکایات مهم مرتبط با باغ و عمارت نیاوران است و ذکر و یادکردِ آن لازم؛ چراکه ابنیه و بناهای تاریخی در سراسر پهنۀ گیتی، مَحمِل تجربۀ تاریخی مردمان آن سرزمین‌ها است و البته این مختص و ویژۀ ایران نیست. نام این عمارات و کوشک‌ها و باغات آباد در میان اوراق تاریخی، معمولاً در میانۀ حکایتی عبرت‌آموز می‌آید که گرچه نخست، شکل و شمایل کنونی آن کاخ و چمن را به ذهن متبادر می‌سازد، اما بی‌درنگ، حکایتی عبرت‌آموز به آن، متصل ساخته، با این تدبیر و ترفند، آن خاطرۀ تاریخی را در ذهن جاودانه می‌سازد.

حکایت وبا در باغ و عمارت ییلاقی جهان‌نما و منطقۀ نیاوران روایتی است از زبان یک فرانسوی شهیر و نامدار در روزگار قاجار که در ایران می‌زیسته و در میان خواص و حتی عوام،  زبانزد و معروف بوده است. ژول ریشار یا ریشار خان[2] (1816- )که بعد از تشرف به اسلام، نام میرزا رضا خان گرفت نخستین معلم زبان فرانسۀ مدرسۀ دارالفنون بود که بسیاری از رجال نامدار ایران در عصر قاجار، زبان فرانسه را از وی آموختند و نام او جای‌جای تاریخ‌نامه‌ها و روزنامه‌نوشت‌ها و یادداشت‌های خاطرات رجال قاجار آمده است. وی در عهد محمدشاه به قصد سیاحت به تهران آمد ولی چون اوضاع و احوال را برای تحقق بلندپروازی‌ها و ثروت‌اندوزی‌های خود مساعد دید در ایران ماندگار شد. چندی بعد، مسلمان شد و در عهد ناصرالدین شاه از معلمان مدرسۀ دارالفنون درآمد.

توضیح تصویر: تصویر منسوب به ژول ریشار

یکی از ماجراهایی که وی در یادداشت‌هایش روایت کرده ماجرای وبای سال 1262ق / 1846م است. وی در این زمان، بالون‌هایی که بیشتر شبیه «بالون‌های آرزو»ی قرمزرنگ چینی روزگار خودمان بوده، با خود به تهران آورده بوده و آن را هوا کرده بوده است. تقارن وقوع وبا در ایران و هواکردن بالون سبب شد که مردم عامی وقوع وبا را به‌سبب هواکردن بالون و قهر خدا از دخالت در کارش (!) بدانند. وی داستانش را از ملاقات با محمدشاه در 28 ژانویۀ 1846م (1264ق) در باغ و عمارت ییلاقی نیاوران آغاز می‌کند: «بیست و هشتم ژانویه [سال 1846م / 1262ق] در شرف‌یابی حضور شاه (محمدشاه قاجار)، اول سؤالی که از من کرد این بود که: «ها! این بالون برای من آوردی؟». گفتم: «بالون‌های بزرگ که آدم را به هوا می‌برد خیلی گران بود و لااقل هر کدام هزار تومان قیمت داشت، علاوه بر این، آوردن و راه‌انداختن آن‌ها در ایران، بسیار مشکل است. در عوض، کاغذهای مخصوصی که برای ساختن فانوس‌های هوایی است خریده همراه آورده‌ام». شاه خوشحال شد و گفت: «بسیار خوب، همین بالون‌های کوچک که برای من درست خواهی کرد کافی است».. . بیست و یکم ژوئیه که [محمد] شاه در نیاوران بود، مرا برای هواکردن فانوس، احضار نمودند و برای این کار، شب را تهیۀ آتش‌بازی مفصلی دیده بودند. بالون به قدری بالا رفت که از نظرها ناپدید شد و از قراری که بعد، نقل کردند در یک دهی به فاصلۀ سه فرسخی پایین آمده، اهالی آن ده که نمی‌دانستند تفصیل از چه قرار است تفنگ‌ها بر سرِ دست درآورده، به جانب آن شلیک کرده بودند. آن شب را شاه یک مجموعه شام که کفایتِ خوراک ده نفر را می‌کرد برای من فرستاد و یک طاقه شال به من خلعت دادند.  بیست و چهارم ژوئیه 1848 / 22 شعبان 1264ق) که من به نیاوران آمده بودم شاه به‌واسطۀ وبایی که بروز نموده بود از نیاوران کوچ کرده توی کوه‌ها رفت. شنیدم بعضی از مغرضین به عوام‌الناس گفته بودند این وبایی که در مملکت، ظهور نموده به‌واسطۀ هوا کردن بالون بوده؛ ولی عاقلان بدیهی است به این یاوه‌ها گوش نمی‌دهند. سی‌و‌یکم ژوئیه، در آن کوچه که منزل دارم 120 نعش وبایی را شمردم که به قبرستان می‌بردند. گاهی دو سه تا توی یک تابوت گذاشته حمل و نقل می‌کردند. چهارم اوت، خودِ من مبتلا به وبا شدم. احدی نزدیک به وَبازَدگان نمی‌آمد. ولی من به‌واسطۀ سعی و اهتمامی که "مادام عباس" (از بانوان فرانسوی مسلمان‌شده و مقیم در ایران) نمود از این مرض با آن که چندین مرتبه مُشرِف به مرگ شده بودم خلاصی جُسته پس از هشت، نه روز شفا یافتم».

کوچ از تهران و شمیران در دوران وبایی، در دورۀ جانشین محمدشاه، ناصرالدین شاه، شکل عادت و رسم معهود و همیشگی گرفت؛ چنان‌که کاخ شهرستانک که پیش‌تر تفرجگاهی برای شکار شاهانه بود، حالا پناه شاه و درباریان در دورۀ همه‌گیری وبا شده بود؛ چرا که برخلاف کاخ صاحبقرانیه در نیاوران، در میانۀ کوه‌ها جای داشت و دسترسیِ مردم به آن، با وجود قشون محافظ شاه، کاملاً غیرممکن بود. از این نظر، بهترین جای برای حفظ سلامت شاه و درباریان از گزند بیماری محسوب می‌شد. حال آن‌که مردمان گروه گروه از بیماری جان می‌دادند و نه کاخی در دل کوه‌ها داشتند و نه قشونی برای محافظت و نه اطبا و پرستاران فرنگی برای دوا و درمان.

 

توضیح تصویر: ناصرالدین شاه در حالی که در ایام شیوع وبا در تهران و شمیران، به کاخ شهرستانک پناه برده است (سال 1271ق / 1854م).

روزنامۀ ملّتی[3] در 20 جمادی‌الاول 1285 نوشته است: «قبل از ناخوشی‌‌ها‌ همۀ خلق امیدوار بودند که حافظ‌ مردم‌ و دولت است‌، زیـرا‌ احـتیـاج‌ کـل به درب‌خانه (دربار) است؛‌ پس اهل درب‌خانه باید کسانی باشند که از عهدۀ مهمّاتِ (امور مهم) ایـن مملکـت برآیند و تـدبیر روشن‌‌بینی‌ داشته باشند؛ لیکن در این مصیبت‌، خـلاف‌ آن‌ رفتـار‌ بـه‌ ظهـور رسـید. اهل‌ درب‌خانه‌ پراکنده و مـتفرق شـدند و امورات لازمه را به تعویق انداختند و قانون و قواعدی که به جهت پایداری و استحکام‌ دولت‌ و ملت‌ در نظر داشتند، معوق مانـد و کـار مردم‌ به‌ فقر‌ و فلاکت‌ کشانده‌ است».

 

[1]. Jules Richard

[2]. Rishar Khan

[3] . روزنامۀ ملتی روزنامه‌ای بود که از سال 1283ق / 1866م منتشر شد و تا انتشار 34 شماره دوام یافت. مدیر و سردبیر این روزنامه وزیر علوم وقت بوده است.

شناسه خبری: 3988
تاریخ انتشار: 1404/11/2611:18
هشتگ ها: #وبا در باغ نیاوران, #شیوع وبا در ایران

آخرین مطالب