يکشنبه 19 بهمن 1404 - 10:53

//= view_design::CreateFirstImage($Row["attachment"], 'org', '', 'col-lg-5 col-md-5 col-12 master_img', false) ?>
رضاشاه نخستین پادشاه دودمان پهلوی بود که با برچیدن سلطنت دودمان قاجار به حمایت انگلستان و به اشارۀ خودِ او، بر تخت و سریر سلطنت تکیه زد. او در همان سالهای نخست پادشاهی، به فکر تهیۀ محلی ییلاقی برای خود و خانوادهاش بود.
رضاشاه نخستین پادشاه دودمان پهلوی بود که با برچیدن سلطنت دودمان قاجار به حمایت انگلستان و به اشارۀ خودِ او، بر تخت و سریر سلطنت تکیه زد. او در همان سالهای نخست پادشاهی، به فکر تهیۀ محلی ییلاقی برای خود و خانوادهاش بود. برای این منظور، از فترت و سستی نوۀ دختری ناصرالدین شاه قاجار استفاده کرد و نخستین قطعۀ از اراضی باغ سعدآباد (کاخ سعدآباد کنونی) را از وی خرید و رفتهرفته با خریدن دیگر قطعات، آن را گسترش داد.

توضیح تصویر : چادری که رضاشاه در باغ سعدآباد برای خود برپا کرده بود.
بدینترتیب، رضاشاه صاحب مطلقالعنان کل این مجموعه در کوهپایههای جنوبی البرز شد و آن را گسترش هم داد. در باغ سعدآباد که بزرگترین مجموعۀ تاریخی دوران پادشاهی گذشتۀ ایران محسوب میشود، امروزه در مجموع، 21 کاخ وجود دارد که 18 مورد آن را در دوران پهلوی بنا کردهاند. سلیمان بهبودی، از چهرههای شناختهشدۀ دربار پهلوی، در خاطراتش مینویسد: «رفتهرفته حضرت اشرف (= رضاشاه) به باغ سعدآباد علاقهمند شدند تا حدی که حتی در غیر ایام تابستان، جمعه را آنجا میگذراندند. در زمستان که اغلب، برف راه را مسدود میکرد، مجبور میشدند از پل تجریش تا باغ سعدآباد را پیاده طی کنند و گاهی راه عبور را که از برف پوشیده بود، پاک میکردند... معمولاً همهساله 15 خرداد به شمیران تشریف میبردند و 15 شهریور مراجعت میفرمودند».

توضیح تصویر: باغ سعدآباد در اوایل دوران پهلوی
بهدرستی دانسته نیست که چرا باغ و عمارات ییلاقی نیاوران به اندازۀ سعدآباد در نظر شاه تازه بر تخت نشسته جلوه نکرد. گرچه این منطقه نزد اهالی تهران، همچنان روستایی ییلاقی و خوش آبوهوا و محبوب بود. اعقاب و بازماندههای متمولین و درباریان دوران قاجار، که بهسبب اقامت شاهان قاجار در صاحبقرانیه و باغ نیاوران، در اطراف آن منزل کرده بودند، هنوز هم یا در این منازل سکنی داشتند و یا برای ییلاق، در فصل گرم سال، از تهران راهی این مناطق خوش آبوهوا میشدند. براساس سرشماری سال 1328ش، مندرج در پژوهش ارتش آن دوران تحت نظارت سرلشکر رزمآرا تعداد سکنۀ نیاوران در این دوره، 670 نفر بوده که در تابستان به 1000 نفر افزایش مییافته است. جالب اینکه ظرف مدت چند سال، سکنۀ این منطقه افزایش چشمگیری مییابند. بر اساس سرشماری سال 1335ش، یعنی فقط 7 سال بعد، روستای نیاوران 1416 نفر جمعیت داشته است. افزایش جمعیت این روستا در این زمان کوتاه، نشاندهندۀ اهمیتیافتن آن بهمرور ایام است.
با اینهمه بهنظر میرسد در سراسر دوران پادشاهی رضاشاه، باغ نیاوران مجموعهای خاموش بوده که در آن تحولات محدودی بهوقوع پیوسته است. در دوران قاجار، علاقۀ ناصرالدین شاه به باغ نیاوران که روزگاری روستای مادر محبوبش، مهدعلیا، بود و در سالهای نورَستگی خودِ او، محل برگزاری مراسم ازدواجش بهدور از تابستان گرم آن روزگارِ تهران بود، موجب رونق سیاسی و اجتماعی نیاوران شده بود. بسیاری از رجال و اشراف و متمولین برای مجاورت محل زندگی پادشاه و منتسب کردن خود به دربار، زمینهای نیاوران را به هر قیمت و بهایی میخریدند و عمارتی ییلاقی در آن میساختند. میل به توسعۀ محیط اطراف منازلشان، همین گروه را بر آن میداشت که بانی خیر شوند و بازار و مسجد و تکیهای هم در نزدیکی منزل خود برای استفادۀ عموم بسازند.
در مقایسه با چنین شرایطی، پس از برچیده شدن سلطنت قاجاریه، و البته فقط در دوران پادشاهی رضاشاه، و نه محمدرضا شاه پهلوی، نیاوران رو به افول رفت. از خلال یادداشتهای معاصران رضا شاه که شکل قدیمی باغ در دوران قاجار را دیده بودند، در مییابیم که برخی ساختمانها و عمارتهای مجموعه در این زمان از میان رفته بودهاند. دوستعَلی خان مُعَیرالممالک، نوۀ دختری ناصرالدین شاه قاجار، در یادداشتهای خود در این باره، مینویسد: «اکنون، [یعنی سالهای پایانی دهۀ 1330ش] عمارت بزرگ بیرونی آن [یعنی کاخ صاحبقرانیه] بر سر پا است ولی از باغ و عمارت اندرونی و بناهای دربار، نظارتخانه، کشیکخانه، آشپزخانه و قراولخانه (سربازخانه) که جمله در قسمت شمال و شمال غربی باغِ موجود واقع بود، اثری برجای نیست. [قدیمترها،] در قسمت اندرون، علاوه بر عمارت اصلی، چهل تا پنجاه ساختمان دیگر بود که هریک چهار اتاق و یک ایوان داشت و هر دستگاه مخصوص به یکی از همسران شاه بود».
علت اینکه بنای اصلی همچنان پابرجا بود شاید این بوده باشد، که رضاشاه از صاحبقرانیه برای پذیرایی از سران کشورهای دیگر نظیر امانالله خان، پادشاه وقتِ افغانستان، استفاده میکرد و این کاخ کاربری سیاسی و رسمی بهخود گرفته بود.
بحث ازدواج ولیعهدِ رضاشاه، یعنی محمدرضا با فوزیه فؤاد، شاهدُخت مصری و خواهر مَلِک فاروق، که پیش آمد، مناسبتترین محل برای پذیرایی از میهمانان خارجی و داخلی، کاخ صاحبقرانیه دانسته شد. پس رضا شاه دستور داد این کاخ را برای ازدواج ولیعهد آماده کنند. همۀ پیشبینیها برای برگزاری مراسم در کاخ صاحبقرانیه انجام شد و شاه شخصاً به آنجا سرکشی کرد و همهچیز را پسندید، اما سرمای ناگهانی هوا در شمیران، کل برنامه را برهم زد و مراسم ازدواج در کاخ گلستان برگزار شد. تنها فایدۀ این تصمیم نافرجام این بود که بنای عمارت و مبلمان داخلی آن بهخوبی مرمت و بهسازی شد. گزارشی از سال 1328ش، شکوه و جلال تالار آینۀ کاخ صاحبقرانیه را چنین تصویر میکند: «در تهران، در کاخ گلستان و در مجلس و در بسیاری از قصور سلطنتی، تالار آینه وجود دارد، اما مسلماً هیچیک از اینها به بزرگی و زیبایی و عظمت تالار جهاننمای صاحبقرانیه نیست. تالار جهاننما گویی از در و دیوارش، نور میبارد. مثل این است که آینههای آن را از نور ساختهاند. از سقف آن نیز نور میبارد و شب که چهلچراغهای گرانبهای آن را نیز روشن کنند، دیدگان بیننده را خیره میسازد. تالار جهاننما برخلاف بقیۀ اتاقها و زیرزمینهای صاحبقرانیه که همه پر از تابلوهای زیبای قیمتی و مبلهای عالی است تقریباً هیچگونه زینتی ندارد، چه، جلوۀ طبیعی و جلال خود تالار چنان است که هرگونه زینتی را بیرونق میگرداند».

توضیح تصویر: تالار آینۀ کاخ صاحبقرانیه، احتمالاً در 1327ش / 1948م
برای این مرمت و بهسازی، قرار شده بود که کاخ صاحبقرانیه را بهصورت یک قصر جدید آبرومند درآورند. هشت ماه تمام، شب و روز، گروهی مهندس و نجار و نقاش و سیمکش مشغول بودند. آقا حسین شیخ (از برترین نقاشان آن عصر) و آقا نجاتعلی (قابساز) از هنرمندانی بودند که در کاخ مشغول مرمت و کار شدند. شماری از فرشهای گرانبهای کاخ گلستان هم به صاحبقرانیه انتقال داده شد. اتاقهای کوچک کاخ صاحبقرانیه همه بهصورت جدیدترین اتاقها، آرایش یافته، لوازم آن از دور و نزدیک دنیا ابتیاع شد و حالتی افسانهای بهخود گرفت. دیواری که از شرق به غرب، در شمال کاخ صاحبقرانیه کشیده شده بود و کاخ بیرونی یعنی صاحبقرانیه را از اندرونی که محل زندگی زنان حرم و خواجهها بود، جدا میکرد، یعنی احتمالاً همان حصار کنونی جداکنندۀ دو محوطه، در این دوره برچیده شد. عمارتهای ریز و درشت اندرونی ناصرالدین شاه تقریباً همگی تخریب شدند؛ بهطوری که امروزه جای این عمارتها و کوشکها که چهل تا پنجاه ساختمان بودهاند، بهکلی نامعلوم است. افزون بر ویران کردن عمارتهایی در سطح باغ، در ترکیب معماری داخلی کاخ صاحبقرانیه نیز دگرگونیهایی ایجاد شد که البته به ترکیب بنا، صدمهای وارد نکرد و هنوز بنا رنگ و بوی معماری قاجار خود را بهخوبی حفظ کرده است. بیشتر تغییرات در نمای بنا فقط مرمتهای ضروری و لاجَرَم بوده است.
از ابنیۀ کهنه، کوشکی در حیاط شمالی باغ نیاوران حفظ شده است که امروزه کوشک احمدشاهی خوانده میشود ولی در انتساب آن به احمدشاه قاجار شک و تردید جدی وارد است. کاربری این بنا در ادوار گذشتۀ تاریخ پیش از پهلوی دانسته و مکشوف نیست. اما قطعاً از قدیمیترین ابنیۀ باغ است؛ اگر نگوییم قدیمیترین بنا است. علت اینکه از میان آن همه بنای ویران شده، این یکی را حفظ کردند هم اصلاً و ابداً معلوم نیست. کدام مزیت نسبیِ این بنا، رضا شاه را وادار کرده که آن را از میان نبرد. کیفیت بنا؟ یا خاطرهای شخصی برای شاه از گذشتۀ دور؟ نمیدانیم.