چهارشنبه 17 دی 1404 - 11:22

//= view_design::CreateFirstImage($Row["attachment"], 'org', '', 'col-lg-5 col-md-5 col-12 master_img', false) ?>
نیاوران محلهای ییلاقی و خوشآبوهوا در شمال شرقی تهران است که در شمیران، و در دامنههای جنوبی رشتهکوه البرز قرار دارد.
نیاوران محلهای ییلاقی و خوشآبوهوا در شمال شرقی تهران است که در شمیران، و در دامنههای جنوبی رشتهکوه البرز قرار دارد.
خیابانهایش شیبدار و پردار و درختاند و از دیرباز چشمههای آب زلال از دل زمینهای آن میجوشیده، جویهایش پرآب و آب قناتهایش همیشه جاری بوده است.

نام نیاوران از همین چشمههای پیدا و پنهان آمده؛ چراکه «نا» یا «نیا» به معنی «آب» است؛ همانطور که امروزه ایرانیها بوی رطوبت را «بوی نا» میخوانند. نمونۀ دیگر کاربرد «نیا» به معنی آب، در نام شهر «نیاسر» است که نامش یعنی «سرچشمه».

آب زلال و فراوان چشمههای نیاوران از بلندای کوههای سربهفلک کشیدۀ شمال نیاوران به شکل رؤیاگونهای به پایین میریزد و قطرات ریزِ آب با عطر گل و سبزه در میآمیزد و بر گونهها مینشیند و نوازشگر روح و جان میشود و بدینسان جویبارهای پر از آب زلال در میان باغات و جویهای آب در کنار خیابانها دل رهگذران را مسرور و خرّم میسازد. نیاوران را همین چشمهها نیاوران کرده است؛ از چشمۀ جمشیدیه یا منصوری در انتهای بوستان جمشیدیه گرفته تا چشمۀ واقع در مجموعۀ فرهنگی تاریخی نیاوران و یا چشمههای یورد و پیازچال در دارآباد.
افزون بر این چشمههای مصفّا، شریان حیاتی نیاوران اما، قناتهای کهن آن است. ویژگیهای جغرافیای شمیران و تهران که بر دامنۀ پرشیب جنوبی رشتهکوه البرز جای گرفتهاند، سبب شده که ساکنان قدیم این بوم، از دیرباز از فناوری قنات برای آبیاری زمینهای پاییندست، تا دورترین نقاطی که در جنوب، چشم کار میکند بهره برند و باغات و خانههای خود را از آبی که از کوهستان سرازیر میشود سیراب سازند. در حالی که اگر همین آب، بر روی زمین جاری بود، بخش بزرگی از آن، بر اثر تبخیر از دست میرفت یا با آلودهشدن در مسیر، غیرقابل بهرهبرداری میشد.

از دیرباز، اغنیا و متمولین در این محله، خانهها و باغهای ییلاقی برای آسودن در گرمای تابستان میساختند. صدای بازی کودکانشان در زیر درختان و قهقهۀ خانوادههایی که از دور و نزدیک برای بهرهبردن از خنکای سایهسار درختان نیاوران از خلال تاریخ کهن این محله بهگوش میرسد.

در دوران قاجار، فتحعلیشاه فرمان داد باغی برای او در این منطقه برپا کنند. محمد شاه، جانشین او، بر عمارات این باغ افزود، اما ناصرالدین شاه، در سالهای آغازین سلطنت خود، به مباشرت حاج علی خان حاجبالدوله، قصری عالی در آن باغ ساخت. این قصر که بر دشت بزرگ زیرپای خود اِشراف کامل داشت و تمام شمیران و تهران از آن، قابل مشاهده بود، را «جهاننمای نیاوران» ساختند؛ به این تمثیل که کل جهان زیر پای آن، قابل نظاره از آن است. جهاننما را با معماری محیرالعقول و شگفتآوری ساخته بودند بهطوری که آب از طبقۀ پایین به بالای آن میرفت و از فوارۀ میان سه حوض وسط طبقۀ فوقانی، بیرون میتراوید و فضای باصفا و بهشتگونهای را پدید میآورد. با این همه، معلوم نیست چرا این بنا را خراب کردند و بهجای آن، کاخ صاحبقرانیه را ساختند. البته در محوطه و ابعاد باغ نیاوران دگرگونیای ایجاد نکردند و به آن دست نزدند.
رفتهرفته خیابانهایی برای دسترسی باغ نیاوران به شهر تهران ساخته شد که از باغ سلطنتآباد میگذشت و به یکی از دروازههای شمالی تهران به نام دروازۀ شمیران میرسید.
این خیابان در آن زمان خیابان سلطنتآباد خوانده شد و امروزه خیابان پاسداران نام دارد.
بعدها، بخشی از باغ نیاوران که در پاییندست کاخ صاحبقرانیه قرار داشت تبدیل به یک پارک عمومی جهت استفادۀ عموم مردم شد و «پارک نیاوران» نام گرفت.

از باغ نیاوران که بگذریم شاید باید بزرگترین ملکهای قدیم این منطقه را از آنِ عزیزخان، از خواجگان حرمسرای قاجار، بدانیم. محل کنونی فرهنگسرای نیاوران و باغ وسیع اطراف آن و اراضی اطراف آن، که در شرق محلۀ حصار بوعلی قرار دارد، در گذشته به باغ عزیزخان شهرت داشته و ملکِ شخصی عزیزخان ندائی، معروف به عزیزخان خواجه، بودهاست. قدیمترها، داشتنِ کنیز و غلام، رسم و معمول و کاری عُرف و عادی بود.
اما این کنیزان و غلامان با آنچه ما در ذهن تصور میکنیم خیلی تفاوت داشتند. نام غلام و کنیز تداعیِ ذهن به پسران و دختران بدهیبت و زشت و بسا که احمق میکند، درحالی که سوای این بوده، بعضی از ایشان از همهنظر برجسته و کاردان بودند، مثل داشتن سواد و معلومات هنری و نوازندگی و خوانندگی و دیگر امورِ لازمه که سرآمد در آن بوده، به تحفۀ سلاطین فرستاده میشدند، چنان که نام و یاد بعضی از این غلامان و کنیزکان هنوز در یاد مردمان و اوراق کتابها بازمانده است. مردانشان در دانشهای گوناگونِ مصاحبت با بزرگان و محاوره و مجلسآرایی و شعر و غزل و نقالی و حکایات و روایات و قصص خبره بودند و زنانشان در مؤانست بانوان درباری و بزرگزادگان، و پرستاری کودکان کاردان و خبره. عزیزخان هم از خواجههای دربار قاجار بود که بهدلیل نزدیکی به میرزا علیاصغر خان اتابک، امینالسلطان، به یکی از ملاکین و ثروتمندان کل تاریخ قاجار بدل شد. عزیزخان از دوران طفولیت و پس از اینکه مقطوعالنسل و خواجه شد، در اندرونی ناصرالدین شاه زندگی میکرد.

امینالسلطان وقتی که متوجه زیرکی عزیزخان شد، وی را به طرف خود جلب نمود و او را مأمور گزارش دادن جریانات اوضاع اندرونی شاه و آنچه که در میان زنان ناصرالدین شاه میگذشت، نمود. ناصرالدین شاه که از دَرز کردن اخبار اندرونی خویش به خارج از دربار و اطلاع امین السلطان از این اخبار متعجب و خشمگین شده بود، پس از مدتی تحقیق و بررسی از جریان امر مطلع شد و فهمید که راپورتچی یا مأمور گزارشهای محرمانۀ اندرون به امینالسلطان، عزیزخان خواجه است و به همین دلیل هم، او را از اندرون اخراج کرد و به امینالسلطان بخشید. رفتهرفته از آنجا که همۀ کارهای مملکت بهوسیلۀ شخص امین السلطان قابل انجام بود، مردم عزیزخان را واسطۀ میان خود و امین السلطان در انجام کارهای بزرگ قرار میدادند و ممکن نبود که کاری انجام شود و عزیزخان سهم خودش (کارچاقکنی) را در آن دریافت نکند. از طرفی رجال و افراد مختلف، از آنجا که از عزیز بودن عزیزخان نزد امینالسلطان آگاهی داشتند، مقادیری نیز به خاطر تملق و خصوصیت به وی میپرداختند و از این جهت دیری نپایید که وی، به یکی از ملاکان و ثروتمندان و متمولین بزرگ تهران تبدیل شد، به این معنی که بهترین و مرغوبترین املاک اطراف تهران آن روز (که امروزه جزو تهران و شمیران شده)، بهترین جواهرات، عالیترین فرشها، مجللترین اثاث و اسباب خانه، چندین عمارت عالی و پارک بسیار وسیعی را دارا بود. عزیزخان خواجه، علیرغم ثروت و املاک فراوانی که اندوخته بود، بهدلیل خواجه بودن و عدم میل به زن و عدم امکان تولیدمثل، همسر و فرزندی نداشت و از این جهت پس از مرگش، بنا به وصیتش، دارایی او صرف امور خیریه شد. باغ وسیع شخصی و عمارت عزیزخان خواجه نخست به بیمارستان بیماران سل تبدیل شد و سپس فرهنگسرای نیاوران در محل آن برپا شد. عزیزخان خواجه، فردی باسواد و اهل کتاب و مطالعه بوده و در این راستا در دوران حیات خویش، کتابخانۀ خصوصی نسبتاً بزرگ و بااهمیتی برای خود تشکیل داده بودهاست. این کتابخانه پس از مرگ او و با توجه به وصیتنامۀ او، در جریان مراحل نخست تأسیس کتابخانۀ ملی ایران، به این کتابخانه اهدا و تبدیل به یکی از اولین منابع تأمین کتابهای کتابخانه ملی ایران شد. بقیۀ املاک و اموال وی نیز صرف امور خیریه شده است. اینها شمّهای از هویت تاریخی نیاوران بودند.
نیاوران در سینۀ خویش، داستانهای فراوانی دارد. هر کوچه و هر خیابان آن داستان شیرینی از لحظات تلخ و شیرین زندگی گذشتگان، شادمانیها و اندوههایشان، وصالها و فراقهایشان، و دستیافتنها و ازدستدادنهایشان را روایت میکند. با این همه، هرکس که در نیاوران گام برمیدارد، حس میکند که بهرغم این عمر دراز، نیاوران هنوز جوان و سرزنده است؛ شاید این راز آب جوشان چشمههای نیاوران باشد که همچون «چشمۀ آب زندگانی» حیات و جوانی جاودان را برای این محله به ارمغان آورده است.
