سهراب سپهری، نقاش و شاعر ایرانی، به اعتبار اندیشه ورزی عارفانه و کوششهای نوآورانهاش در بهرهگیری از دستاوردهای زیباییشناختی شرق و غرب، جایگاهی خاص در تاریخ هنر و ادب معاصر ایران دارد. در کاشان به آموزگاری پرداخت و سپس به تهران رفت تا فعالیت خود را در دو عرصه نقاشی و شعر دنبال کند. در دانشکده هنرهای زیبا تحصیل کرد و با انجمن خروس جنگی ارتباط یافت. برای ادامه آموزش هنری به پاریس رفت و پس از بازگشت به ایران، در بیینالهای تهران شرکت کرد. همچنین برای مطالعه هنر خاور دور به ژاپن سفر کرد. با نمایش نقاشیهایش در تالار رضا عباسی، به عنوان هنرمندی صاحب سبک شناخته شد و از آن پس آثارش را در نمایشگاههای متعدد در ایران و کشورهای دیگر به نمایش گذاشت .سپهری کار نقاشی را با تصویرهایی برگرفته و خلاصه شده از طبیعت آغاز کرد. آبرنگها و گواشهای نخستین او بازتاب تجربه شاعرانهاش از جهان اشیا هستند و در آنها حرکت آزاد قلم مو، درهمآمیختگی رنگها و تأکید بر تضادهای رنگی، همراه با تأثیرپذیری از نقاشی انتزاعی مکتب پاریس، دیده میشود. در عین حال، از همان آغاز کوششی آگاهانه برای تلفیق سنت های تصویری شرق و غرب و دستیابی به زبانی مستقل و شخصی در آثارش وجود داشت.
سپهری به تدریج با بهرهگیری از طراحی خوشنویسانه، توجه به ارزش فضای خالی و محدود کردن دامنه رنگها، به زیباییشناسی نقاشی ذن بودایی از طبیعت و زندگی و هنرهای تصویری خاور دور نزدیک شد. تلخیص و تقطیر شکلها، تأکید بر ریتم خطها و لکه های رنگی، تعادل میان فضاهای پر و خالی و استفاده از رنگهای رقیق و سیال، از ویژگیهای این دوره است. حاصل این تجربهها، زبانی موجز، نیمهانتزاعی و بداهه نگارانه بود که با مکاشفههای شاعرانه او در طبیعت، بهویژه طبیعت کویری، پیوند داشت.
در ادامه، سپهری میان پیکرنمایی و انتزاع و میان دریافت حسی از طبیعت و سازماندهی هندسی تصویر در نوسان بود. گاه با خطوط سیال و رنگهای خاکی به بیان بداهه و شهودی میپرداخت و گاه از فرم های هندسی و رنگهای درخشان بهره میگرفت. با وجود این تنوع، اصل «خلأ» و توجه به تعادل فضاهای پر و خالی، عنصر پیونددهنده آثار او باقی ماند. طبیعت در آثار سپهری نه صرفاً موضوعی برای بازنمایی، بلکه عرصهای برای تأمل و مکاشفه است و درختان، آب، کویر، گلها و فضاهای معماری در زبانی ساده و شاعرانه به نشانههایی از تجربه درونی هنرمند تبدیل میشوند.
در اثر سهراب سپهری که از آثار موزه جهان نما می باشد، ترکیب بندی با نوارهای رنگی و خطوط سیال به بیان بداهه و شهودی می پردازد. تاکید بر تباین های رنگی و استفاده از عوامل تمرکز دهنده در فضای دو بعدی (مثلا، یک رنگ سرخ به نشانه لاله آتشین) از جمله مشخصات آثار او هستند.