پیوند رنگ و نُت؛ از باروک تا مدرنیته" به مناسبت روز جهانی موسیقی؛38 پرتره از اسطوره های موسیقی غرب، اثر "ژان کاتریکس"

در آغاز، تنها سکوت بود؛ و سپس، تپش. تاریخ می‌گوید: موسیقی زمانی متولد شد که انسان نخستین، ریتمِ قلبش را در کوبش سنگ‌ها و آوازِ باد را در میان نی‌زارها کشف کرد. اما آنچه در این تالار پیش روی شماست، فراتر از صداست.

در آغاز، تنها سکوت بود؛ و سپس، تپش. تاریخ می‌گوید: موسیقی زمانی متولد شد که انسان نخستین، ریتمِ قلبش را در کوبش سنگ‌ها و آوازِ باد را در میان نی‌زارها کشف کرد. اما آنچه در این تالار پیش روی شماست، فراتر از صداست؛ این یک «تبارنامه‌ی نبوغ» است.
این 38 چهره که از میان رنگ و بوم به شما می‌نگرند، معمارانِ همان دنیایی هستند که ما امروز در هندزفری‌ها، تالارهای کنسرت و خلوتِ رویاهایمان تجربه می‌کنیم. ما در این نمایشگاه، تاریخ را نه با اعداد، بلکه با «آکوردها» ورق می‌زنیم:
از عصر باروک آغاز می‌کنیم؛ جایی که «باخ» و «هندل» با نظمی الهی، موسیقی را به ستایش ابدیت وا داشتند. سپس به دنیای کلاسیک قدم می‌گذاریم، جایی که «موتسارت» و «بتهوون» تعادلی میان منطق و عصیان بنا کردند. در تالار رمانتیک، با «شوپن» و «چایکوفسکی» هم‌سفر می‌شویم، تا ببینیم چگونه یک ملودی می‌تواند اشکِ ملتی را سرازیر کند، و در نهایت به عصر مدرن می‌رسیم؛ جایی که «استراوینسکی» و «دبوسی» مرزهای شنیدن را در هم شکستند، تا ثابت کنند موسیقی، موجودی زنده و همواره در حال تغییر است.

چرا موسیقی؟ و چرا 21 ژوئن؟
نام‌گذاری 21 ژوئن(31 خرداد) به عنوان «روز جهانی موسیقی» که در سال 1982 در فرانسه بنیان نهاده شد یک انتخاب هوشمندانه بود. فرانسوی‌ها این روز را چون «طولانی‌ترین روز سال انقلاب تابستانی» است؛ انتخاب کردند.
پیامی در پشت این انتخاب نهفته بود: موسیقی نیز مانند خورشید در بلندترین روز سال، باید بیشترین حضور را در زندگی ما داشته باشد. نامگذاری این روز، پاسخی است به آن نیازِ دیرینه‌ی بشر برای تقدیر از «خلق‌کنندگانِ معنا». کسانی که با اختراعِ فرم‌ها و شکستنِ مرزهای زمان، به بشریتِ خسته، امید، شادی و اندوهی ساختگی اما واقعی هدیه دادند. این روز، یادآورِ آن مسئولیتِ سنگینِ هنری است که هر آهنگساز، ازباخ تا شوستاکوویچ، بر دوش کشید: ترجمه‌ی احساساتِ انسانی به زبانی که فراتر از کلمات، در قلبِ همه‌ی فرهنگ‌ها می‌پیچد. در این روز، مرزهای میان نوازنده و شنونده فرو می‌ریزد؛ موسیقی از تالارهای اشرافی به خیابان‌ها می‌آید تا یادآوری کند که این هنر، تنها زبانِ مشترکِ بشریت است که نیازی به ترجمه ندارد.


درباره نقاش:
ژان کاتریکس(1908 - 1997): هنرمندی که پل میان «سنت‌های آکادمیک اروپا» و «هنر مدرن آمریکا» شد. او پس از تحصیل در بلژیک، به کالیفرنیا مهاجرت کرد. او به شدت به تکنیک‌های قدیمی رنگ و روغن وفادار بود و به جای جنجال، تمرکزش بر «آموزش هنر» و «پرتره‌نگاری دقیق» بود. او عضو برجسته‌ی آرت کلاب کالیفرنیا یکی از قدیمی‌ترین و معتبرترین انجمن‌های هنری آمریکا بود. این مجموعه، که بر پایه‌ی نقاشی‌های رنگ و روغنِ اصل از «ژان کاتریکس» شکل گرفته، ادای احترامی است به استانداردهای والای هنر کلاسیک. هر پرتره در این مجموعه، یک کلید است؛ کلیدی برای باز کردنِ درِ یکی از اتاق‌های روحِ ما. کاتریکس با قلم‌ موی خود، روحِ نغمه‌های این 38 اسطوره را در چهره‌هایشان منجمد کرده است تا تکنیک سایه‌روشن استفاده‌ی جسورانه از نور و سایه باشد، و نگاهِ سرکش بسیاری از پرتره‌ها (مانند بتهوون یا شونبرگ)، و نگاهِ مستقیم به مخاطب، چالشی است به دیدگاه‌های سنتی و دعوتی به درکِ پیچیدگیِ ذهنِ آفریننده.

اصل این نقاشی‌ها کجاست؟
این نقاشی‌ها به سفارش یک موسسه آموزشی به نام "Bowmar Records" در دهه 50 و 60 میلادی کشیده شدند. وقتی هنرمندی برای یک پروژه‌ی بزرگ (مانند این سری 38 نفره نوازندگان) سفارش می‌گیرد، معمولاً مالکیت فیزیکی تابلوها به آن کمپانی منتقل می‌شود. با گذشت دهه‌ها و تغییر مالکیتِ این شرکت‌های آموزشی، بسیاری از این تابلوهای اصلی به کلکسیون‌های شخصی در کالیفرنیا راه پیدا کردند، یا در آرشیوهای قدیمی شرکت‌های انتشاراتی (مثل شرکت Belwin-Mills که بعدها بومار را خرید) نگهداری می‌شوند.
ماجرای این برگه‌ها بسیار جذاب است. در دهه‌های 1950 تا 1970، پروژه‌ای به نام «کتابخانه ارکسترال بومار» در آمریکا راه افتاد. هدف این بود که موسیقی کلاسیک را به مدارس و خانه‌ها ببرند. آن‌ها می‌خواستند وقتی دانش‌آموزان به موسیقی «بتهوون» یا «دبوسی» گوش می‌دهند، تصویری با ابهت و هنری از آن‌ها جلوی چشمشان باشد.
بنابراین از ژان کاتریکس خواستند 38 پرتره بکشد. سپس این نقاشی‌ها را با تکنیک «لیتوگرافی» (چاپ سنگی) بسیار باکیفیت روی مقواهای خاص چاپ کردند. این‌ها ، چاپ‌های معمولیِ دیجیتال نیستند. این مقواها بخشی از یک «مجموعه آموزشی لوکس» در زمان خودشان بودند که همراه با صفحه‌های گرامافون فروخته می‌شدند. امروزه خودِ این «برگه‌های بومار» به عنوان وینتیج‌های ارزشمند (Vintage Collectibles) در بازار هنر و موسیقی معامله می‌شوند.
• این گالریِ 38 نفره، خلاصه‌ای فشرده از تکاملِ موسیقی غرب است.
o عصرِ باخ و هایدن: نمادِ نظمِ ریاضی و ساختارِ مقدس؛ جایی که موسیقی، بازتابِ نظمِ جهان بود.
o عصرِ بتهوون و لیست: گذار به رمانتیسم؛ جایی که «خودِ آهنگساز» به مرکزِ توجه رسید و موسیقی، بیانگرِ فردیتِ در حالِ مبارزه شد.
o عصرِ دبوسی و راول: امپرسیونیسم و بازی با رنگ‌هایِ صدا؛ موسیقی دیگر داستان نمی‌گوید، بلکه حسِ لحظه را نقاشی می‌کند.

"به ضیافتِ ابدیِ موسیقی و رنگ خوش آمدید."

تصویر: کریم صباغی
تهیه و گردآوری مطلب: فریبرز نیک سرشت، راهنمای کاخ-موزه اختصاصی نیاوران
باتشکر از:
ندا شانقی، مسئول کاخ-موزه اختصاصی نیاوران
آذین ثباتی، امین اموال کاخ-موزه اختصاصی نیاوران
ندا میرعمادی، موزه دار کاخ-موزه اختصاصی نیاوران